به بهانه نان
-
تراز قيمت نان نيست بى حساب اينجا
چقدر خوانده شد از بهر آن كتاب اينجا!
-
هميشه اوّل هر كار اندكى سخت است
به ويژه آن كه گرانى نبوده باب اينجا!
-
چرا به همّت ياران بهاى نان نشود؛
درست مثل همين قيمت كتاب اينجا؟!
-
درازى صف نان هم بهانه ى خوبى ست
اگر كه خسته ى راهى كمى بخواب اينجا -
عذاب روز قيامت عقوبتى سهل است
براى هر كه، كشد ساعتى عذاب اينجا -
بد است ارزش نان آن چنان شود كه كسى؛
تهاتُرش نكند با طلاى ناب اينجا؟!
-
نه اين كه قيمت نان آنقدَر شود نازل
كه ناگزير شود سفره ى دواب اينجا -
به عزم قاطع ياران درود بايد گفت
كه گشت قاطبه ى نقشهها بر آب اينجا!
-
براى آن كه بمانند در نظر، بايد
كه عكس تك تكشان را گرفت قاب اينجا
***- به هر دليل اگر زاده ى شميرانم
خودم نكردهام آن را كه انتخاب اينجا -
به گفته ى پدرم آن چه مال و املاك است
به دست آمده از دولت ثواب اينجا!
-
رسيده بابت ارث پدر به اينجانب
تمام آن چه كه دارم از آن جناب اينجا!
-
كنون كه رفته پدر، تازه تازه مى فهمم
به نوبت است به قول وى آسياب اينجا -
من از اهالى بالاى شهر تهرانم
چقدر فاصله دارد از انقلاب اينجا!
-
تراز قيمت نان داستان شعرم بود
خدا كند نكنم شعر را خراب اينجا -
به هيچ كار جهان ديگر اعتبارى نيست
نشان كثرت عمر است تا حباب اينجا!
« شكايت از كه كنم خانگي ست غمّازم»
-
شدم سوال خودم را خودم جواب اينجا!
-
حضرت حافيض كه خوانش پر نان باد، ميفرمايد
-
: فكر كن نان بشود باز يكى شش تومان!
-
ما بدان مقصد عالى نتوانيم رسيد!!
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:58 توسط ناصر فیض
|